معين الدين محمد زمچى اسفزارى
3
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
كه در مجالس انس از اول تا آخر حاضر و محرم باشد ، پس ] خصوصيت و محرميت مولانا به آن مرتبه رسيد كه سلطان او را در حرمهاى خاص خود بار داد « 1 » ، روزى ملازم سلطان در حرم آمده همه فروش و اوانى و اسباب و ادوات از زر خالص و نقرهء صافى ديد ، سلطان در مقام بسط و اظهار انعام مولانا را فرمود ، كه ازين اسباب [ حرم مرا ] چيزى كه پسند خاطر تو افتد بطلب تا مبذول افتد ، مولانا حصير زربفتى ديد « 2 » [ در كمال تكلف پرداخته ] او را طلب نمود سلطان فرمود تو حصيرى چنين چه ميكنى ؟ گفت با محبوب خود بدولت پادشاه بر روى آن غلطم ، سلطان گفت كه مگر مرا نمىبايد « 3 » [ گفت هرآينه مىبايد ، سلطان فرمود كه ] چيزى ديگر بطلب ، سه پايهء زرين ديد كه وزنى و عيارى داشت مولانا او را طلبيد . سلطان فرمود « 4 » [ كه ترا سه پايهء زرين بچكار آيد ؟ گفت از براى پسر خود فرستم تا بعنايت سلطان از آن متمتع گردد ، گفت ] مرا مگر نمىبايد « 5 » ، [ گفت بلى ميبايد سلطان گفت چيزى ديگر بطلب ] پيهسوزى زرين بتكلف بود مولانا او را طلب داشت ، سلطان فرمود تو از آنچه خواهى كرد ؟ گفت آن قبهء بالاى او را جدا سازم ، و باقى او را استعمال كنم . سلطان ديگر جواب نداشت ، مولانا را گفت مجموع از آنچه طلب داشتهء از آن تست بردار و بخانهء خود فرست . الغرض : چون ملك شمس الدين بجاى پدر نشست در ظلم دربست ، و دست كرم
--> ( 1 ) - مج : حرمهاى خاص خود بار داد . پا : حرمهاى خاص راه بار داد . مك : حرم خود بار داد . ( 2 ) - مج . پا : در كمال تكلف پرداخته . مك : اين عبارت را ندارد . ( 3 ) - عبارت : [ گفت هرآينه مىبايد ، سلطان فرمود كه ] از زيادات مج و پا مىباشد و از مك محذوف است . ( 4 ) - عبارت : [ كه ترا سه پايه زرين . . . از آن متمتع گردد گفت ] از زيادات مج و پا مىباشد و از مك محذوف است . ( 5 ) - عبارت : [ گفت بلى ميبايد . سلطان گفت چيزى ديگر بطلب ] از زيادات نسختان مج و پا مىباشد و از مك محذوف است .